حقیقت ندارد اگر بگویم صبح نمی شود، صورت تب دار مهتاب، وقتی تو نیستی. اما این را باور کن که وقتی تو هستی، نقطه کوچک رو به افق امید من، به سیاهی نا امیدی شب نمی رسد.
It’s not true if I say moonlight won’t die with its red face when you’re not here. But believe it when you’re here, the little tiny hole of hope to horizon won’t catch the dark disappointment of night.
آنطرف تر، خیلی نزدیکتر از شیطان، مهربانی نام تو را بیادم می آورد و دوست داشتن را. یک خدا دارم و یک دنیا امید. سرم را بالا می گیرم و به اینکه عاشم و ترا را از یاد نبرده ام فخر می فروشم.
Over there, really nearer that devil, a kind makes me remember you and loving you, I have a God and a world of hope. I keep my head up and pride that I’m lover and didn’t forger you
هی من میام اینجا هی هیچی نیست هی ضایع می شم !
چه سیکل جالبی !!!!!
ما هم چنان منتظر هستیم
هیچ جا نمیریم همینجا هستیم
Friends
یه استراحت موقت؟
حقیقت ندارد اگر بگویم صبح نمی شود، صورت تب دار مهتاب، وقتی تو نیستی. اما این را باور کن که وقتی تو هستی، نقطه کوچک رو به افق امید من، به سیاهی نا امیدی شب نمی رسد.
It’s not true if I say moonlight won’t die with its red face when you’re not here. But believe it when you’re here, the little tiny hole of hope to horizon won’t catch the dark disappointment of night.
من آه دلم را بدست نسیم پاییزی داده ام. دانه به دانه آجرهای مشکی اتاقت، تجسم آن آه اند.
I gave my heart’s sigh to fall breeze. Each black bricks of your room are incarnation of that sigh, one by one
آنطرف تر، خیلی نزدیکتر از شیطان، مهربانی نام تو را بیادم می آورد و دوست داشتن را. یک خدا دارم و یک دنیا امید. سرم را بالا می گیرم و به اینکه عاشم و ترا را از یاد نبرده ام فخر می فروشم.
Over there, really nearer that devil, a kind makes me remember you and loving you, I have a God and a world of hope. I keep my head up and pride that I’m lover and didn’t forger you