فوریه 6, 2008

دیگه رسماً فارغ التحصیل شدم. نه که حالا خیلی افتخاری باشه، بیشتر مایه ی آسودگی خاطره. توی این بلبشوی فکری، حداقل این که این هفته گیر انتخاب واحد نبودم و از ده دوازده روز دیگه دنبال کلاس رفتن و سر و کله زدن با استادای درس های عقب مونده نیستم، خودش نعمتیه. شیرینی شرکت رو هم فردا می برم و هر و کرش رو می کنیم و قال قضیه کنده می شه. حیف فقط که آقای هنن نیست.

 

 

توی پاگرد اتاق خواب، پای تلفن نشسته بودم و داشتم زنگ می زدم به ژاسمن. پیغامگیر بود و یه مشت دری وری گفتم در مایه های این که “هی منم بالاخره فارغ التحصیل شدم!” یادم افتاد که همونجا ولو شده بودم رو زمین و روزنامه ی کنکور رو ورق می زدم که به اسمم برسم و می دونستم که باید باشه ولی پیداش نمی کردم. بعد می دونستم که این کد کدوم رشته است ولی چرت و پرتای پیام به شکـّم انداخته بود. لعنتی سه سال پیش این موقع بود که نمره های دراز و کوتاه ترم اولم رو می گرفتم و یکی از یکی بدتر بود، به قیاس انتظاری که از من “می رفت”، و غیر قابل توجیه. مسخره بود که بگم نمی فهمم چه جوری ممکنه از چارصد پونصد صفحه کناب چارتا سوال بدن و واسه این چارتا سوال چی باید بنویسم. راه افتادم. یاد گرفتم. نمی دونم، خوبی قضیه در اینه که خیلی وقت نشستن و تحولات رو بالا و پایین کردن ندارم. می مونه واسه ده بیست روز تعطیلی عید. لااقل یه چیزی باشه که عذاب تعطیلی رو کم کنه دیگه!

 

 

آقای همدرس پرسید چی خوندی؟ گفتم فلان مبحث، از فلان کتاب. گفت همون صد و پنجاه صفحه دیگه؟! – یعنی که کم خوندی!- یه سوال پرسید که توی کتابه نبود و خوشبختانه روسفید از آب دراومدم!

یادم نمی یاد دفعه ی قبلی که ازم درس پرسیده بود و بلد بودم کی بوده، معمولاً بلد نیستم!

2 نظر تا “”

  1. روزبه گفت

    البته من نمبخواستم نظری بدم ولی گفتم بدم شاید فرجی بشه در مقول بالا…
    شما از چی فارغ التحصیل شدید؟ دانشجو بودن یا دانشجو نما بودن؟
    چون از قوانین دانشجو بودن مشروطی و افتادن درس است نه پاس کردن تمام دروس بدون حذف و بدون مشروطی اونم 7 ترمی.
    به نظر من شما دانشجو نبودی که حالا بخواهی فارغ التحصیل بشی، مطمئنا مانند شما دانشجو نما ها باعث آبروریزی قشر کثیری از دانشجویان این مرز و بوم و بد عادتی برای پدر مادر ها و اساتید است.
    باشد روزی که دیگر پای دانشجو نمایی به دانشگاه – این مکان ارزشمند- باز نشود…
    تبریکات…

  2. یاسمن گفت

    بهت افتخار می کنم…

يك پاسخ برايش بگذاريد